Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ کلبه ی وروجکی Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
منم تنهای تنهای تنها از تو مینویسم امشب پس از دل بستن به غربت و تنهایی تو را یافتم میان عابران تنها تر از من هیچ کس نیست کسی اینجا به فکر این غریبه در قفس نیست دلم امشب برای خنده هایت تنگ است فقط در دست های گرم تو مردن قشنگ است لحظه هایی است که دلم برایت تنگ می شود نام آن لحظه ها را گذاشتم <<همیشه>> زخم زبون مرمم واسه دل من عاديه همه ميگن قد تو نيستم آخه دستام خاليه حالا ميخوام بهم بگي آخر اين قصه چيه اونيكه دوسش داري منم يا كس ديگه اگه با من بموني بي خيال حرف مردم اصلا مهم نيست كه بياد درد ديگه روي دردام بگو كه دروغ ميگن كه تو منو دوست نداري بگو به جز من تو دلت ديگه كسي رو نداري اگه كه حرف تو هم با حرف مردم يكيه تو هم ميگي كه زندگي مگه به اين سادگيه اگه تو منو نميخواي فقط به من نگاه بكن چيزي نگو خودم ميفهمم اسم منو صدا نكن اگه واست زياديم ميرم از اينجا به خدا شايدم قسمت اينه كه ما بشيم از هم جدا غصه قلبمو نخور عادت داره به بي كسي خودمو قانع ميكنم كه ما به هم نمي رسيم عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران باید درشکفتن جشن نوروز برایت در همه ی سال سر سبزی جاودان وشادی نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند . . لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن امشب بغض تنهایی من دوباره می شکند ... چشمانم بس که باریده دیگر حتی تحمل نور مهتاب را ندارد ... آخ که چقدر تنهایم ... دل بیچاره ام بس که سنگ صبورم بوده خرد شده و انگشتانم بس که برایت نوشته خسته شده است ... رو به روی آینه نشسته ام آیا این منم ؟ شکسته .... پیر تنها.... تو با من چه کردی ؟ شاید این آخری زمزمه های دلتنگی ام باشد و دیگر هیچ نخواهم گفت .... اما منتظرم انتظار دیدن دوباره ی تو برای من زندگی دوباره ای است ... پس برگرد ... عاشقانه برگرد برای همیشه برگرد... "نوشته شده در 10اسفند ماه1390ساعت 8:20شب" داستان زیبای شاخه گل خشکیده پیشنهاد می کنم حتما بخونید به ادامه مطلب مراجعه کنید نظر هم یادتون نره پاي پنجره نشستم کوچه خاکستريه باز زير بارون من چه دلتنگتم امروز انگار از همون روزهاست دلم گرفته دوباره هواي تو رو داره اين راه دورم خبر از دل من که نداره آروم نداره يه نشونه مي خوام واسه قلبم جز اين نشونه واسه چيزي دخيل نمي بندم اين دل تنهام دوباره هواي تو رو داره هواي شهرتو و بوي گل ها پيچيده توي اتاقام مثل خواب دلم گرفته... 
اى شروع هر کلام عاشقانه من
از تو مینویسم
اى زیباترین ترانه جاودانه من
لحظه هاى باتو بودن را در خیالم باز می سازم
امشب مى سوزم و مى سازم
از تو مینویسم
از تو که واژه زیباى عشق را برایم رمز گشودى
از تو که آموختى به من، طعم تلخ تنهایی را!
ولی باز هزاران بار از تو مینویسم
از تو مینویسم
زیرا جز نوشتن،راهی برای شکستن بغض تنهاییم نمی یابم![]()

![]()


![]()

اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم . . .
اندیشه ای پویا و آزادی و برخورداری از همه نعمتهای خدادادی آرزومندم . . .

روزهایت رنگارنگ
سال نو مبارک . . .
![]()

![]()
![]()
:ادامه مطلب:![]()
![]()
حال وهوام رنگ توئه کوچه دلتنگ توئه
چشماي خيسم واسه ي ديدنت بي قراره
داره بدجوري غريبي ميکنه آخه جز تو دردمو کي ميدونه
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


